نگاهی به فیلم و رمان : 
آبروی از دست رفته کاترینا بلوم/ نوشته هاینریش بل
کارگردان: فولکر شلوندروف فیلمساز آلمانی

باید به فهم خاصی از جامعه و انسان برسی ، به حد کافی تجربه داشته باشی و قلم هاینریش بل را ، تا " آبروی از دست رفته کاترینا بلوم" را بنویسی. 
کاترینا دختر جوانی که خدمتکار منازل است و آن قدر خجالتی و عفیف که راهبه صدایش می‌زنند، اتفاقی در مهمانی با پسری آنارشیست و تحت تعقیب پلیس، رو به رو می‌شود و به هم دل می‌بازند. کاترینا و پسر می‌رقصند و کاترینا شب او را در خانه‌اش پناه می‌دهد. صبح پسر فرار کرده ، پلیس که مجرم را پیدا نمی‌کند به آزار کاترینا می‌پردازد. تمام جزئیات زندگی خصوصی‌اش را بررسی می‌کند. تمام روابطش را پی می‌گیرد و سراغ همه می‌رود. خبرنگار روزنامه‌ی زرد پیش و بیش‌تر از پلیس کنکاش می‌کند و از موضوع نهایت بهره را می‌برد. با آبروی دختر جوان بازی می‌کند و چهره‌ای دیگر از او در رسانه‌ها ارائه می دهد. مردم بهانه‌ای برای آزار پیدا می‌کنند و رفتارشان با کاترینا کشنده می‌شود. 
پلیس ریز مخارجش را پرینت می‌گیرد. عدد مصرف بنزین با مکان‌های رفت و امدش نمی‌خواند. سؤال این است: کجا می‌رفته؟
کاترینا می‌گوید "هرگز به هزینه‌اش فکر نکرده بودم! بعد از کار ساعت‌ها توی خیابان‌ها بی‌هدف رانندگی می‌کردم. زنان زیادی را می‌شناسم که جلوی تلویزیون مست می‌کنند. این موضوع مرا به وحشت می‌اندازد."
او با حقوق خدمتکاری پول سیگار و قهوه‌ی برادرش را در زندان می‌داده، هزینه‌ی مادر بیمارش را می‌داده و با وام برای خودش ماشین خریده. او تن‌فروش نیست . حالا که عاشق شده، جامعه‌ی فاحشه از فرصت استفاده و حس حقارت خود را ارضا می‌کند. در فیلم سطوح مختلف روابط انسانی را شاهدیم. و تفاوت های ظاهرا ظریف اما در واقع عمیق بین اینها. ازدواج، دوستی، همسایگی، کارفرما وکارگر، بازجو ومتهم، کشش صرفا جنسی، رابطه عاشقانه، خویشاوندی ، خواهر و برادری، رهبر دینی و مردم، ...
محور و لایه رویی این رمان و فیلم ، سودجویی رسانه‌ها و استفاده ابزاری از حریم خصوصی افراد را هدف قرار داده. 
هاینریش بل خودش نیز در طول مدت زندگی‌اش مورد آزار و حمله رسانه‌ها قرارگرفته و از این تجربه‌ی تلخ به‌خوبی در این رمان سود جسته. 
برای همین بی‌راه نگفته‌اند که برای نویسنده‌ها هیچ تجربه‌ی بدی وجود ندارد چون همان تجربه ممکن است منجر به خلق بهترین اثرشان شود. 
این فیلم از بهترین فیلم‌هایی بود که دیده‌ام. و از معدود فیلم‌هایی که به‌خوبی از رمان اصلی ساخته‌شده‌اند. فولکر شلوندروف فیلم طبل حلبی را برگرفته از رمان طبل حلبی گونترگراس نیز ساخته است.