دادخواستی علیه همه چیز- تحلیلی بر رمان آنیش
آنیش که نام واقعیاش پروین است، نماد وجدان انسان معاصر ایرانی بر علیه همه چیز است. او همانطور که بر علیه مردسالاری متداول در جامعه پزشکی که نمایندهاش در کتاب دکتر راد است، طغیان می کند، بیاخلاقیهای یگانه دوستش شهلا را نیز برنمیتابد. او حتی سیاستزدهگی ضداخلاقی انسان معاصر ایرانی را هم که نمایندهاش دکتر کیان است تاب نمیآورد. پروین از همان زنانی است که برخی شیرزن خطابش می کنند، برخی او را غیر عادی می دانند و میخواهند به کمکاش بیایند و برخی دورادور او را ستایش میکنند و او را به عنوان زنی مستقل و پاک به رخ شوهران بدگمانشان میکشند تا شاهد مثالی بیاورند برای پاکی زن ولی غیرعادی بودن او را نیز گوشزد میکنند تا نکند شوهرشان هوایی شود. پروین که یک تکنیسین رادیولوژی است، درونبینی عمیقی نسبت به جهان اطرافاش دارد. او مانند یک عکس رادیولوژی آن چیزهایی را نشان میدهد که دیگران با دماغ سربالا از کنارش عبور میکنند تا نکند بوی گندش آزارشان دهد. کتاب آنیش به اعتقاد من خطابهای آنارشیستی است ولی نه از آن قسم آنارشیسمی که در محفل بازیهای سیاسی احزاب سیاسی اروپایی به عنوان کاتالیزور عمل میکند. خطابهای آنارشیستی بر علیه انسان معاصر است. انسانی که در جهالت قوم پرستی و در بیخردی فسادی که حتی فدراسیونهای ورزشیاش را فراگرفته با لاپوشانی و شرایط پذیری عمل میکند. در کتاب آنیش ما از یک طرف با جامعه پزشکی ایران سروکار داریم ، از یک طرف با ورزش و مناسبات حاکم بر آن در فدراسیون های ورزشی و ازطرفی دیگر با آذربایجان و گرایشات قومی که در دهه اخیر گسترش پیدا کرده است.
پروین دختر 35 ساله مجرد که توان تحمل نگاه حقیرانه نامزدش دکتر راد به زنان را ندارد، به یک بیمارستان در شهر کوچکی در آذربایجان پناه میبرد، خانهای کوچک و قدیمی در این شهر از پدرش به او ارث رسیده است. کتاب آنیش روایت زندگی پروین در این شهر است. هرچند برگشتهایی به تهران هم دارد. از نگاه با زاویهای دیگر این کتاب مقایسهای بین تهران و شهرستانهای کوچک نیز هست. در همسایگی او یک خانواده چهار نفره کارگری زندگی میکنند. آراز نانوا است و آتلی در کارخانه چرخخیاطی کار میکند و مادرشان از شیر، سرشیر و پنیر درست میکند ومیفروشد. آراز و آتلی از قهرمانان کیک بوکسینگ در سطح ملی هستند، خواهر نوجوانشان آیدا، حلقه ارتباط این خانواده با پروین می شود. از طرفی دکتر کیان فارغ التحصیل پزشکی از آمریکا که گیاه خواراست دلبسته پروین میشود!
آنیش همانند رمان هیاهوی کوهسار دارای ساختار دوار است. هرچند این کتاب درونمایههای فلسفی متنوع تری را نسبت به هیاهوی کوهسار به ما نشان میدهد ولی به لحاظ تکنیکی، کتاب ساده تری است. زبان روان هیاهوی کوهسار به مراتب در این رمان روان تر است و این بیانگر این واقعیت است که خانم منتظرظهور به زبان منحصر به فرد خودش به عنوان یک نویسنده رسیده است. زبان بسیار روان و به دور از تکلف خانم منتظرظهور این گمان را ایجاد میکند که روان خوانی رمان، نشانه ساده بودن مفاهیم مورد نظر نویسنده است، ولی پیچیدگی غیر قابل باور داستان و بنمایههای فلسفی و اجتماعی آن ما را سردرگم میکند. با توجه به تنوع و وجود حرکت در داستان ، نوع خوانش داستان بسیار با اهمیت است. طوری که می توان آنرا به عنوان رمانی با مضمون عاشقانه ، رمانی در مورد پان ترکیسم و قوم گرایی ، رمانی در مورد ورزش و مناسبات حاکم بر فدراسیونهای ورزشی ، رمانی در مورد تفاوت زندگی در شهرهای کوچک و تهران و یا رمانی سیاسی در مورد گرایش عمومی به سیاست و سیاست زدهگی جامعه ایران دانست. نقطه اوج رمان تمایل دکتر کیان گیاه خوار و تحصیل کرده آمریکا به کاندید شدن در شورای شهر و حمایت رئیس بیمارستان از او است. نحوه تامین نیازهای مالی برای این منظور از جذابیتهای سیاسی رمان است.
با سپاس فراوان از دوست عزیز روبرت هوگو