نگاهی به رمان دزده کشی /صادق عادلیان
با سپاس فراوان از نویسنده گرامی صادق عادلیان
یادداشتی بر دزده کشی، نوشته فریبا منتظرظهور
صادق عادلیان :
با خودم فکر می کنم، نداشتن پدر خلاف کار بهتر است یا داشتن پدر حتا خلاف کار... اگر نداشتن اش بهتر است، پس باید خیلی ها را ریخت دور... اما این روزها بی جوابم... ( از متن رمان )
فریبا منتظرظهور در رمان دزده کشی چاپ کتابسرای تندیس نشان می دهد چگونه خلاء های قانونی یک انسان شریف را به موجودی انگل وار تبدیل می کند، نویسنده نقص ها را به خوبی به تصویر می کشد و معضلات را عریان پیش چشم خواننده قرار می دهد، رییسی رشوه بگیر و با رفاهی نسبی، زیر دستی که عاشق کارش است، آنقدر که برای شغل ش تا پای دار می رود و زبری تناب دار را روی نرمی گردن ش حس می کند. سبک رئالیسم اثر خواننده را در واقعیتی تلخ از خانواده ای عاشقانه و دو نفره به کوهستان و سپس به فضای وهمناک زندان می کشاند، در شروع رمان اندکی اطناب دیده می شود اما نه آنقدر که خواننده را پس بزند، از فصل چهارم ضرب آهنگ داستان تند می شود و حوادث دومینه وار پشت سر هم اتفاق می افتند، بر سر یک اتفاق فضای کوهستان جای خود را به زندان مخوف می دهد، از این جا داستان دلنشین تر می شود، زاویه دید از اول شخص به سوم شخص و بالعکس بارها تغییر می کند که این نه تنها ضربه ای به کلیت داستان نمی زند بلکه به جذابیت آن می افزاید، مونولوگ های آرسین بر جذابیت داستان تاثیر خوبی دارد. آرسین کاراکتر اصلی پس از مدتی بی گناهی اش اثبات می شود و آزاد می شود، اما حس گناهی نابخشودنی وجدان بیدار او را آزار می دهد تا جایی که دست از همه چیز می شوید، نه عشق ریحانه (همسرش) نه ماهرخ، کارساز نیستند. آرسین نمادی از هزاران قربانی موجود در جامعه امروز ماست. با خود یا با اطرافیان لج بازی می کند و همه چیز را به سخره می گیرد، قانون، پدر و همسر. سرخورده و شکست خورده به کارتن خوابی رو می آورد... به پوچی رسیده است. (حالا زنده بودنم چه فایده! شده ام زباله. حتا به درد بازیافت هم نمی خورم...) از متن صحفه 148