داستان های ده کلمه ای من:
سبیلش را تراشید، با دربستی به کودتای 28 مرداد رسید.
*
خسته شد، گفت من کشتم. دارش زدند.
*
گفت: گم شو سوسول!
شنید: کجا؟!
*
گیاهخوار بود و سالم، از روی نخل افتاد و مُرد.
*
هیچ کس نفهمید، اول کی خیانت کرد، حتی خودشان.
+ نوشته شده در ۱۳۹۳/۱۱/۰۱ ساعت توسط فريبا منتظرظهور
|