تبليغاتX
يادداشت‌های فریبا منتظرظهور

يادداشت‌های فریبا منتظرظهور

مي خواهم يك نامه‌ي كوتاه بنويسم

مي خواهم يك نامه كوتاه بنويسم / شهريار عباسي / نشر افراز

 فريبا منتظرظهور

داستان، داستانِ دوستي دو نوجوان در روزهاي جنگ ايران و عراق است. داستانِ جوان‌هايي‌است كه جامعه به وقتِ نياز از هيجان و سادگي و بي آلايشي‌شان بهره مي‌برد و  اثبات مرد شدن‌شان را در گرو خط كشيدن بر روي لذت زندگي كردن قرار مي‌دهد. طوري يقه‌شان را مي‌گيرد و در مخمصه‌شان مي‌اندازد كه هر چه دنبال راه فرار مي‌گردند، پيدا نمي‌كنند.  داستان آدم هايي كه مي‌روند و مي‌جنگند، بي‌آن كه بدانند چرا.  در اين كتاب با تامل بر ديالوگ هاي معلم و دانش آموزان در مورد فاجعه‌بار بودن هر جنگي و عرياني خشونت‌بار بودن جنگ ، عدم قهرمان‌پروري و شعار زدگي، اين اثر را مي توان در زمره آثار ضد جنگ طبقه بندي كرد. هر چند قصد و غرض آقاي عباسي از نگارش اين داستان، نوشتن يك داستان ضد جنگ نيست اما اصرارش بر رئاليسم و پاي‌بندي او به فضاسازي زندگي شهري ايران ، بيان‌گر افكار بخش عمده‌اي از ايرانيان در زمان جنگ است.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه بیست و دوم اردیبهشت 1391ساعت 10:54  توسط فريبا منتظرظهور  | 

 

هنگام آن است كه تمامتِ نفرت‌ام را به نعره‌ايي بي‌پايان تف كنم

من بامدادِ نخستين و آخرين‌ام

هابيل‌ام من

بر سكوي تحقير

شرف كيهان‌ام  من

تازيانه خورده‌ي خويش

كه آتش ِ سياه اندوه‌ام

دوزخ را

از بضاعتِ ناچيزش شرم سار مي‌كند.

 

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیستم اردیبهشت 1391ساعت 17:21  توسط فريبا منتظرظهور 

منتظرظهور معتقد است؛ عوامل و معضلاتي در عرصه‌ي نشر آثار داستاني ايران وجود دارد مانع رسيدن به بستري متوازن و متعارف مي‌شود. وي مي‌گويد: در چنين شرايطي؛ نمي‌توان ديدي بسيط بر كليت داشت و براي ادبيات داستاني، راي صادر كرد.
 
ایلنا: فريبا منتظرظهور كه رمان «هياهوي كوهسار»‌اش در نمايشگاه كتاب رونمايي خواهد شد، ضمن توضيح درمورد وضعيت اين رمان و رمان ديگرش «آنيش» از موقعيت ادبيات داستاني ايران سخن گفت.
وي درباره‌ي وضعيت فعلي ادبيات داستاني ايران به خبرنگار ايلنا گفت: در شرايط نابسامان امروز؛ عواملي وجود دارند كه توازن حوزه‌ي نشر و نقد را به هم زده‌اند‎ لذا در چنين شرايطي نمي‌توان راي مشخصي درمورد جايگاه آثار نويسندگان ايراني داد.
منتظر ظهور ضمن بيان اين مطلب كه معتقد است در حال حاضر هم نويسنده‌ي قوي و هم نويسنده‌ي ضعيف در حوزه‌ي ادبيات داستاني فعاليت دارند‎؛ افزود: مشكل اصلي اين است كه امكان ديده شدن و مطرح شدن براي تمام كتاب‌ها؛ به شكل منصفانه و يكسان وجود ندارد. به همين دليل برخي از آثار كه الزاما نمايندگان شايسته‌اي براي ادبيات داستاني ما نيستند، مطرح مي‌شوند و بسياري از آثار ارزشمند، چنين شانسي را پيدا نمي‌كنند.
اين نويسنده ادامه داد: از آنجايي كه ديدي وسيع وجود ندارد كه سيطره‌ي ادبيات داستاني ما را دربربگيرد، نمي‌توان درمورد برآيند كلي آثار صحبت كرد و كليت‌ها را زير سوال برد. مثلا نمي‌توان گفت كه نويسنده‌هاي دهه‌ي 80؛ نويسنده‌هاي ضعيفي بوده‌اند؛ چراكه تمام آثار دهه‌ي هشتادي به يك ميزان مورد توجه قرار نگرفته‌اند.
وي با اشاره به جوايز ادبي كه طي سال‌هاي اخير؛ آثاري را به عنوان بهترين‌ها معرفي و مورد تقدير قرار داده‌اند، خاطرنشان كرد: به نظر من؛ داوران اين جوايز هم نمي‌توانسته‌اند ديد جامع و كاملي به كليه‌ي آثار منتشر شده در طول اين سال‌ها داشته باشند. فرض كنيد در طول يك سال؛ 200 اثر داستاني منتشر شود؛ و من مطمئن نيستم كه داوران جوايز؛ در شرايطي يكسان، تمام اين آثار را خوانده باشند.
خالق رمان «هياهوي كوهسار» اضافه كرد: البته من قصد ندارم كه داوران جوايز را زير سوال ببرم، اما واقعيت اين است كه در شرايط موجود، حتي داوران نيز تنها كتاب‌هايي را مورد بررسي قرار مي‌دهند كه به آن‌ها پيشنهاد مي‌شود و روند كار اغلب جوايز نيز اينگونه است كه به هر داوري، خواندن و بررسي چند كتاب را محول مي‌كنند و او بين آن كتاب‌ها، يك يا دو كتاب را براي بررسي‌ها و شور نهايي پيشنهاد مي‌دهند.
منتظر ظهور كه معتقد است چنين روندي نمي‌تواند بهترين نتيجه را دربرداشته باشد، افزود: احتمالا اين مشكل در كشورهاي ديگر نيز وجود دارد ولي من فكر مي‌كنم با توجه به عدم توازن‌ها در حوزه‌ي نشر ادبيات داستاني ما، اين مشكل در ايران حادتر است.
وي در تشريح عواملي كه توازن نشر ادبيات داستاني را برهم زده، گفت: مشكل اصلي عدم وجود پخش مناسب در سراسر كشور است كه به تيراژ و توزيع‌هاي محدود ختم مي‌شود و شانس داشتن مخاطبان متعدد و محك خوردن توسط نگاه‌ها و ذائقه‌هاي متعدد؛ كه در مطرح شدن يك اثر نقش اساسي دارند را از آثار مي‌گيرد.
اين نويسنده ادامه داد: مشكل ديگر اين است كه اصولا كتاب‌ها خوانده نمي‌شوند؛ يعني مخاطب كتاب در روزگار ما كم است. در اين مقوله هم؛ نقايص و معضلات زيادي باعث بروز پايين رفتن نرخ مطالعه هستند كه بايد به لحاظ جامعه‌شناسي علت‌يابي و حل شوند.
وي همچنين به مشكلاتي كه مميزان اداره‌ي كتاب پيش پاي نويسندگان و ناشران مي گذارند، اشاره كرد و گفت: يكي ديگر از مشكلات تاثيرگذار، موانعي‌ست كه در راه انتشار آثار داستاني وجود دارد و به هر تقدير يا بطور كلي به راي غيرقابل چاپ ختم مي‌شوند و يا در كيفيت انتشار آثار نقش دارند.
منتظرظهور با كنار هم قرار دادن اين مشكلات، اظهار داشت: تمام اين عوامل باعث مي‌شوند كه ما با شرايطي متوازن و متعارف در حوزه‌ي ادبيات داستاني مواجه نباشيم و تا وقتي كه اين شرايط وجود دارد، نتوانيم در مورد برآيند ادبيات داستاني و جايگاه فعلي‌اش نظري بدهيم.
وي در پايان درمورد آخرين آثارش و وضعيت كنوني آن‌ها گفت: «هياهوي كوهسار» مدتي‌ست كه توسط نشر مرواريد به چاپ رسيده اما هنوز توزيع نشده و قصد داريم ان را در نمايشگاه كتاب تهران رونمايي كنيم.
اين نويسنده، همچنين در مورد رمان ديگرش «آنيش» كه از مدت‌ها قبل در صدد انتشارش بوده نيز خبر داد: «آنيش» اخيرا با اصلاحيه‌ي سنگيني از سوي اداره‌ كتاب مواجه شده و من سعي كردم؛ تا آنجايي كه به كليت اثر صدمه‌اي وارد نشود، موارد اصلاحي را اعمال كنم. رمان به ارشاد ارجاع شده و بايد ديد مميزان اداره‌ كتاب، راي‌شان تغيير خواهد كرد يا خير!
پايان پيام

1391/1/26 - 13:34:45
کد خبر : 255648  
 
+ نوشته شده در  شنبه بیست و ششم فروردین 1391ساعت 16:47  توسط فريبا منتظرظهور  | 

نه اتومبيل دارم نه ماهواره نه مايکروفر؛ فقط سر درد دارم.
پيش هر دکتري رفتم فايده‌اي نداشت. گفتند از آلودگي هواست، آلودگي صوتي، امواج مايکروفر، ماهواره‌ها و موبايل. پروفسوري هم که ديگر خيلي دکتر بود، مرا فرستاد آزمايش خون و عکسبرداري مغزي با دستگاه‌هاي مدرن؛ اما آن‌ها هم چيزي نشان نداد.
پروفسور همين طور که آدامس مي‌جويد، گفت: «خيال مي‌کني.»
گفتم: «بله؟!»
«خيلي روراست بگويم، خيال مي‌کني سردرد داري، آزمايش‌ها و بررسي‌هاي ما هيچ مشکلي نشان نمي‌دهد. بدن شما سالم است.»
«خب؟»
«بايد قرص آرام بخش و اعصاب بخوريد. ورزش کنيد و اضطراب نداشته باشيد. اين دردها، دردهايي است که بيمار واقعاً ندارد، اما خيال مي کند دارد...»


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه هشتم فروردین 1391ساعت 22:6  توسط فريبا منتظرظهور  | 

 

 

به اميد دنياي بدون جنگ، فقر،  مرز و جهل. آرزو مي‌كنم جوانه ي اميد در دل تان و لبخند بر لبان‌تان هرگز خشك نشود. نوروز مبارك. بهاران خجسته باد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه یکم فروردین 1391ساعت 10:54  توسط فريبا منتظرظهور  | 

 

هياهوي كوهسار-فريبا منتظرظهور

هياهوي كوهسار (رمان)

فريبا منتظرظهور / نشر مرواريد

ويراستار: الاهه دهنوي

طراحي روي جلد: محمد دياني و منصوره كاظمي

چاپ اول:۱۳۹۱

 انسان‌هايي با دنياي ذهني متفاوت، آن‌گاه كه كنار هم قرار ‌مي‌گيرند، روزهاي پرهياهويي را تجربه مي‌كنند. آن‌ها كه ممكن بود هر يك زندگي آرامي داشته باشند، در مسير پرفراز ونشيبي قرار مي‌گيرند. "هياهوي كوهسار"  عدم درك متقابل در خانواده‌اي از جامعه‌ي پرتنش دهه‌ي 50 را روايت مي‌كند. بهار كه از دل اين هياهو زاده شده، در پي كشف علت مرگ مادرش ليلي صفحه‌اي از تاريخ معاصر را ورق مي زند.

حقيقت هميشه آن چيزي نيست كه مي شنويم، گاهي حقيقت آن سوي كلمات پنهان شده است.

 ..............................

 شماره تلفن های سایت فروشگاه مروارید جهت سفارش تلفنی

02166492885
09366408584

آدرس فروشگاه هاي انتشارات  مرواريد :

 فروشگاه ۱: خيابان انقلاب -  مقابل دانشگاه تهران

 فروشگاه ۲: ابتداي كوي نصر – جنب داروخانه كيهان

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و پنجم اسفند 1390ساعت 16:7  توسط فريبا منتظرظهور  | 

 

درهنگام اجراي مراسم تشيع كه  دعايي نماز مي‌خواند عده اي سرود اي ايران مي‌خواندند و آقاي دولت‌آبادي هم متفكرانه نگاه مي‌كرد.  يك نفر شروع كرد به صحبت كردن، در واقع سخنراني كردن. ما كه دورتر بوديم به تصور اين كه شخصيت ادبي مهمي صحبت مي‌كند خودمان را جلو كشيديم.  مردي كه فقط پشت سرش ديده مي‌شد را دوره كرده‌بودند و او با شور حرف مي‌زد. گوش تيز كردم و ديدم خاطره اي مي‌گويد كه گويا از راهي دور آمده  و بعد ديده خانم فوت كرده و... احساسم جريحه‌دار شد . اما كم كم شروع كرد به  پرت و پلا گفتن، اما چون ممكن بود شخص شخيصي باشد سكوت كردم و سكوت كرديم و باز گوش سپرديم. آقاي دولت آبادي هم درست روبه روي او داخل حلقه‌اي توخالي كه براي مرد سخنران ايجاد شده‌بود همين طور كه پكي به سيگار باريك هميشگي‌اش مي‌زد، مات ومبهوت و چپ‌چپ به سخنران نگاه مي‌كرد و براي عاقبت ادبيات ايران سر تكان مي‌داد!


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و سوم اسفند 1390ساعت 7:58  توسط فريبا منتظرظهور  |